جغرافياى انسانى استان

1- تراکم جمعيت : 

استان سيستان و بلوچستان با جمعيتى معادل 000/219/2 نفر براساس برآورد آمارى سال 82 با نرخ رشد 25/2 درصد بالاترين درصد مواليد را درسطح کشور به خود اختصاص داده است. توزيع جميعت بر حسب مناطق مختلف به اين شکل است که ، 26% کل جمعيت استان در منطقه سيستان با تراکم نسبى 4/21 نفر در هر کيلومتر مربع و 74% آن در بلوچستان با تراکم نسبي4/3 نفر در هر کيلومتر مربع زندگى مى‌کنند.برآورد آمارى سال 82 هم چنين نشان مى دهد که از 5/36درصد جمعيت جوان بين سنين 29-15ساله 6/18 درصد جمعيت زنان ودختران و 9/17 درصد جمعيت مردان وپسران مى باشند . استان سيستان وبلوچستان با دارا بودن 1/3 درصد از جمعيت کل کشور رتبه دهم کشورى را به خود اختصاص داده است و بعد از سمنان‌کم تراکم ترین استان کشور است اين در حالى است که استان تهران با 7/17 درصد از جمعيت کل کشور رتبه اول را داراست.

2- ويژگى هاى جمعيتى:

ويژگى هاى جمعيتى استان عمدتا از نوع قومى و طايفه ى است

3- زبان :

مردم استان سيستان وبلوچستان علاوه بر زبان فارسى از دو گويش سيستانى (زابلى) و بلوچى استفاده مى کنند. مهم‌ترين زبان جنوب‌ خاور ايران، زبان بلوچی است که آن را به‌خاطر گونه‌ی کهن بسياری از واژگان، بايد از زبانهای مهم ايرانی شمرد. زبان بلوچی با زبان پهلوی اشکانی و نيز پهلوی اوايل دوره‌ی ساسانی نزديک است.زيرا در اثر سختی رفت و آمد در همه‌ی سده‌های گذشته و همچنين نبود آميختگی با ديگر گويش‌ها، صورت اصلی کلمه‌ها در اين زبان پيوسته بدون دگرگونی مانده است. زبان بلوچی از نظر زبان‌شناسی و نيز شناختن ريشه‌ی بسياری از واژه‌ها و سابقه‌ی برخی اصطلاح‌های رايج در زبان‌فارسی، از منابع مهم به‌شمار می‌رود و می‌توان آن را به دو بخش تقسيم کرد:

الف) بلوچی شمالی يا سرحدی:اين گويش در نواحی زاهدان، خاش و سيستان متداول است.

 ب)بلوچی  جنوبی(مکرانی یا مکورانی): در ايرانشهر، سراوان،سرباز و چابهار بدان سخن گفته می‌شود که با وجود تفاوت در بيش‌تر واژگان، برای افراد هر دو دسته قابل تشخيص است.

4- نژاد  و طايفه مردم استان : 

 غالب افراد اين استان  بلوچى ، ايرانی نژاد و همانند کُرد، لُر ، فارس، آذری، تاجيک و... شعبه‌ای از نژاد آريايی می‌باشند که در روزگار کهن در شمال اروپا و آسيا زندگى مى کردند و بعدها يعنى حدود 4 هزار سال قبل از ميلاد، از اين سرزمين ها کوچ کرده و هر دسته به جانبى رهسپار و در آنجا اقامت گزيدند.بلوچ‌ها، قامتی بلند و کشيده دارند که ميانگين درازای آن به 170 و در حداکثر آن، به 190 سانتى متر می‌رسدهمچنين سروصورتی پهن با موهای بسيار، جمجمه‌ای بزرگ به اندازه‌ی 80-81 و بينی کشيده و چشمانی درشت که از ويژگی‌های طبيعی و ايرانی بودن آن‌ها است

 5- نوع و روش زندگى  مردم استان:

 زندگى مردم استان به سه صورت روستايى ،شهرى و عشايرى مى باشد.از لحاظ  شهر نشینی این استان با متوسط کشور تفاوت هایی دارد و بیشتر جمعیت استان (54%) در روستاها زندگی می کنند.

الف )زندگی روستایی :در سواحل دریای عمان ابادی های مسکونی عمدتا به صور ت روستاهای کوچک صیادی به صورت متمرکز در کنار ساحل به وجود آمده اند. در شمال غرب استان و حوالی لوت آبادی ها بسیار پراکنده وکم جمعیت می باشند.نوع مصالح به کار رفته در بنای ساختمان های روستایی استان غالبا محلی است که سازگار نیز با محیط وآب و هوا می باشد.مثلا در دشت سیستان به علت فراوانی خاک بناها را عمدتا از خشک و گل و گاه اجر می سازد وبه جهت نبودن تیر اهن یا تیر چوبی در محل سقف ها را نیز گنبدی  شکل بنا می کنند  در بلوچستان  به دلیل در دسترس بودن سنگ وخاک دیوارها را از سنگ می سازند سقف هارا بیشتر با استفاده از تنه ی درختان  نخل می  پوشانند هم چنین گرمی هوا باعث شده تا پنجره ها در سطح پایین  و به تعداد زیاد و در تمام جهات تعبیه  گردند  در برخی نقاط دیگر بلوچستان نیز خانه هایی به نام کپر می سازند که مصالح آن تماما از چوب  وساقه های  درخت خرما تامین می شود منابع درامد روستاییان  کشاورزی و دامداری می باشد .در ایرانشهر،سرباز و سراوان علاوه بر زراعت باغ داری نیز از فعالیت های   اصلی تولیدی است  صنایع دستی نیز از منابع درآمدی روستا ییان به شمار می رودکه از مهمترین آنها میتوان حصیر بافی - پرده بافی - قالی بافی - سکه دوزی ودکمه دوزی را نام برد که درکنار سایر فعالیت ها در مناطق روستایی رواج دارد زندگی روستاییان سواحل دریای عمان عمدتا متکی بر ماهی گیری سنتی است و در روستاهای مرزی شرق استان نیز مبادله ی کالابا مرزنشینان پاکستان یکی از منابع اصلی درآمد مردم است.

ب )زندگی عشایری:بلوچستان از دیر باز قلمرو زیست عشایر بوده و در میان استان های عشایر نشین  با داشتن 16 هزار خانوارمقام چهارم را داراست عشایر به صورت طوایف وتیره های وابسته به هم  پراکنده اند و در میان دشت ها بر بالای ارتفاعات ویادر داخل سیاه چادر ها و کپرها  زندگی می کنندو هم اکنون جمعیت عشایر در قالب 282 طایفه ی مستقل شکل یافته اند

ج) زندگی شهری:  این سرزمین هر چند دارای سابقه ی طولانی در زمینه ی شهر نشینی (شهر سوخته با قدمت 5 هزار سال)است اما زندگی شهری در آن به علت دوری از مرکز سیاسی کشور  تا اوایل قرن اخیر رونق چندانی نداشته است.افزایش بی رویه ی جمعیت در بر خی شهر ها  مانند زاهدان و چابهار و نیزتبدیل برخی نقاط روستایی به شهر مانند فنوج ،جالق ،نگور و....لزوم توجه به تهیه ی طرح ها و تو سعه ی شهری را ضروری ساخته است.

 

 

 

 

 

 

Copyright 2010 GSI