جغرافياى اقتصادى

استان سیستان و بلوچستان بعلت همجواری با دو کشور پاکستان و افغانستان وداشتن مرزهای طولانی با این دو کشور و همچنین بدلیل قرار گرفتن در ساحل دریای عمان از موقعیت استراتژیکی بسیار حساسی برخوردار بوده و به همین لحاظ از نظر امنیتی و اقتصادی همواره مورد توجه خاص دولتمردان قرار گرفته است . آب و هوای گرم و بیابانی، عدم توجه به زیرساختهای اقتصادی در دورانهای قبل، وجود انگیزه های قوی برای قاچاق کالا و مواد مخدر بعلت نزدیکی با کشور افغانستان، عدم تمایل مردم به سرمایه گذاری در زمینه های تولیدی و ... از عواملی هستند که باعث گردیده اوضاع اقتصادی در این استان نسبت به سایر مناطق کشور از رشد و ثبات مناسبی برخوردار نباشد. اهالی منطقه با انجام مبادلات مرزی و با استفاده از تفاوتهای ناشی از نرخ ارز در دو سوی مرز و با جابجایی کالاهایی در داخل به آنها یارانه پرداخت می گردد، بعبارتی مشغول تجارت و داد و ستند هستند ولی از نظر اقتصادی این نوع مراودات تجاری و بازرگانی بین مرزنشینان کشور با مردم و ساکنین کشورهای همجوار برای رشد و توسعه اقتصادی کشور و استان مشکلات زیادی را پدید می آورد.

على الحال در مجموع مى توان زيربناى اقتصادى اين استان را در مجموعه فعاليتهاى ذيل بيان نمود :

1-فعاليت کشاورزى

 استان سيستان و بلوچستان زمانى از نظر کشاورزى و توليد محصولات در کشور به عنوان انبان غلّه ايران بوده است و زمين‏هاى زيادى از اين استان به کشت محصولات زراعى و باغى اختصاص داشته است. بخش کشاورزی استان  بطورکلى با همه زیربخشهای آن یعنی زراعت وباغداری ، دام و طیور وشیلات از ساختاری سنتی برخوردار بوده و به دلیل رواج شیوه های بهره برداری سنتی ، کمبود آب پراکندگی روستاها و رواج خرده مالکی بهره وری آن در سطح نازلی قرار داشته اما از سالهای اخیر تغییراتی در بخش کشاورزی پدید آمده و بر تنوع فعالیتهای آن به ویژه در بخشهایی مانند شیلات و آبزی پروری افزوده شده است. .مقایسه سهم استان در تولید محصولات زراعی و باغی کشور نشان می دهد که به رغم محدودیت منابع آب وخاک در استان و حاکم بودن شرایط طبیعی استان انواع محصولات باغى و زراعى سردسيرى و گرمسيرى در سيستان و بلوچستان قابل کشت  است به طوری که حدود 16 درصد تولید خرما و 14 درصد تولید نباتات علوفه ای و 9 درصد محصولات جالیزی و کل تولید میوه های گرمسیری در کشور به این استان اختصاص دارد . اين  استان از لحاظ تولید میوه های گرمسیری مقام اول ، از لحاظ تولید خرما رتبه سوم ، و از لحاظ تولید پیاز رتبه دوم و ازنظر تولیدات نباتات علوفه ای رتبه پنجم را در کشور داراست .از مهم‏ترين محصولات کشاورزى اين استان ميتوان به خرما ، پاپايا، موز و انبه ،گندم، جو، برنج، چغندر قند، پنبه، مرکبات، سبزيجات و انواع ميوه  اشاره نمود.

2- شيلات

پهنه وسيع درياى عمان و آبهاى آزاد با تنوع زياد انواع ماهيان موقعيت بسيار خوب و منحصر به فردى را براى سرمايه‌گذارى بخش صيد و صيادى و صنايع توليدى، فرآورى، بسته بندى و صادرات انواع آبزيان دارد. در سال 1370، اين استان با داشتن 972 فروند شناور مقدار 40100 تن از انواع مختلف آبزيان را صيد کرده است و بندر کنارک به عنوان فعال‏ترين بندر صيادى اين استان به شمار مي‏رود.یکی از توانائی های توسعه شیلات استان ، ظرفیت پرورش میگو است که طی سالهای اخیر توجه خاصی به آن شده است . بر اساس مطالعات انجام شده حدود 20هزارهکتار از اراضی شهرستان چابهار مناسب پرورش میگو است و می توان از محل های پرورش میگو دوباره در سال بهره گیری نمود که توسعه این بخش می تواند علاوه بر ارز آوری زمینه اشتغال مناسبی را فراهم نماید .

 3- دامدارى و دامپرورى

علاوه بر کشاورزى، در اين استان دامدارى و دامپرورى از وجوه غالب تأمين معيشت مردم است. وجود نژادهاى مهم‌دامى نظير گاو سيستان، گاو دشتيارى و گوسفند بلوچى در اين استان مى‌تواند زمينه خوبى براى سرمايه‌گذارى‌در صنعت دامدارى و گشتارگاه صنعتى در استان باشد.از اين رو مى بايستى با توجه به نامساعد بودن شرايط طبيعى، خشک‏سالى و کمى بارندگى، شيوع انواع بيماري‏ها و استفاده بي‏رويه از مراتع، عوامل تهديد دامدارى ارزيابى گردد.

4-صنايع و معادن تعداد کارگاه‏هاى صنعتى استان تا پايان سال 1370 نزديک به 1585 واحد بوده که بالغ بر 1280 نفر شاغل داشته ‏اند. صنايع غذايى، نساجى، کانى غير فلزى و فلزى و برق و الکترونيک از مهم‏ترين صنايع اين استان مي‏باشند.لنج سازى يکى از صنايع بسيار قديمى و سنتى مناطق ساحل جنوب ايران خصوصاً اين منطقه است.هم‏چنين کارخانه نساجى بافت بلوچ در پنج کيلومترى جاده ايرانشهر - بمپور از سال 1353 دائرگرديده است.

 

 اين استان با دارابودن نيروگاه‌هاى گازى زاهدان و چابهار، نيروگاه بخار ايرانشهر و نيروگاههاى ديزلى پراکنده در شهرهاى ديگر ظرفيت توليد ‪۵۱۰ مگاوات برق را دارد. اين استان هم چنين کمبود نيروى برق‌خود را توسط خطوط ‪ ۲۳۰کيلوولت ايرانشهر به کهنوج و زاهدان بم از شبکه سراسرى در کشور تامين مى‌کند. و ‪ ۲۵مگاوات برق به کشور همسايه پاکستان نيز صادر مى‌کند.

 از نظر معادن سرزمين کويرى سيستان و بلوچستان بر روى کمربند فلزايى و معدن جهان که از يوگسلاوى تا پاکستان کشيده شده قرار دارد در زمان حاضر۷۲معدن در اين استان شناسايى شده است که از اين تعداد ‪ ۴۴معدن‌آماده واگذارى، ‪ ۲۴معدن فعال و در حال بهره‌بردارى و چهار معدن در شرف صدور پروانه بهره‌بردارى است.

  انديس‌هاى (نشانه) مهمى از وجود ذخاير معدنى فلزى، غيرفلزى و مصالح ساختمانى از جمله، طلا، آنتيموان، مس، آهن، منگنز، سليس، کروميت، منيزيت، مرمريت، تالک، کائولن، گرانيت، سنگ‏آهن، گچ‌خاکى و مرمر در اين استان بدست آمده که نيازمند انجام بررسى از سوى کارشناسان و اجراى برنامه‌هاى اکتشافى است.

انچه مسلم است معادن اين استان قادرخواهند بود با برنامه ريزيهاى درست  علاوه بر ايجاد اشتغال به يکى از ارکان مهم جذب سرمايه‌گذارى داخلى و خارجى تبديل شده و در نتيجه به مهمترين عامل توسعه استان تبديل شوند.

5-صنايع دستىاستان سیستان و بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و  غیر ساکن ، تقسیم می شوند.اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم استان سیستان و بلوچستان، به ناچار به فعالیت های غیر کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنایع دستی نیز بیانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های‌سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی بافي  مفهوم می یابند. جالب اینجاست که فعالیت های صنایع دستی  به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجاممی شود زیرا زنان بلوچ به علت زندگی بسیار محقرانه خود چندان فعالیت خانه داری ندارند.  به واسطه سنت ها و عقاید مردان، در خارج از خانه  نمی توانند کار کنند، در نتیجه هر زن و دختر بلونچ از هفت سالگی و به بهانه تزئین لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدین ترتیب به معاش خانواده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گلیم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه است، توسط زنان سیستان و بلوچستان انجام می شود. مهمترین رشته های صنایع دستی رایج در استان عبارتست از:
قالی بافی، گلیم بافی، سفالگری، حصیر بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آیینه دوزی، پریوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سیاه دوزی.

 

قالی بافی:  شروع قالیبافی در سیستان به دو هزارسال پیش برمی گردد که اقوام سکایی در دشت زرخیز سیستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم(ق.م) قالی و گلیم می بافتند و نمد تولید می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتایی واقع در سیبری، قالی، گلیم و نمد به دست آمده است..
در نوشته های اوایل دوره اسلامی، سیستان دارای بهترین بافته های ابریشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سیستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازیریک" نشان می دهد که این قالی توسط اقوام سکایی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستین کسانی بودند که بافته هایی بسیار زیبا از خود به جای  گذاشته اند.طرحهای قالی سیستان شبیه به نقش های ترکمن است و نقش های اصیلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غیره که در اکثر نقاط ایران شناخته شده و در استان های کرمان ، خراسان و مازندران مشتری های قدیمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده اند. قالی بافان سیستانی به واسطه زندگی غیر ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی‌تغییر یافته است. .

 : گلیم بافی از دیگر رشته های مهم صنایع دستی که هم در سیستان و هم در بلوچستان رایج است، گلیم بافی است. گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می‌شود که از پشم دامهای خود برای مواد اولیه گلیم بهره می برند. نقشهای گلیم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بیشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده     می شود، رنگهای مورد مصرف در مایه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفید یا زرد به کار می رود.

سوزندوزی:   بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب‌می آیند.در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند.
سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکیب رنگ ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسیم کرده اند، نه به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد.
پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می شود و جیب یا در اصطلاح محلی "گوپتان" نامیده می شود.
سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می‌شود
 از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد.  پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع‌رودوزیهای بلوچستان است.

 خامه دوزی:

خامه دوزی بسیار شبیه سوزندوزی بلوچ است با این تفاوت که در آن فقط از نخ سفید یک رنگ استفاده می شود.این هنر تنها در روستاهای سیستان رواج دارد.محصولات خامه دوزی شامل عرقچین، لباس، پیش سینه، جانماز، رومیزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهیه می شود.

 سیاه دوزی:

نوع دیگر سوزندوزی در سیستان، سیاه دوزی است که در آن از نخ سیاه ابریشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گیرد. خامه دوزی و سیاه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بین اهالی سیستان خرید و فروش می شود

 سکه دوزی:  

 تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می اندازند و یا در عروسی ها به گردن شتر می آویزند. به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.

 سفالگری:  

کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در 30 کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد. سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاًابتدایی تولید می شود.
در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گیرد و تراش داده می شود و با سیاه قلم تزیین می شود. نقش ها ساده و هندسی است.
مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و ... است.

   6- صنعت توریسم

جلوه   جلوه های زیبا و دیدنی استان، از دریای عمان تا دریاچه هامون در فصول مختلف، تنوعی دل انگیز را همراه دارد. یادگارهای تاریخی، سرسبزی ها و سربلندی های درختان خرما و قامت بلند و صبور تفتان، هر چند در گذشته به جهت بی مهری های مختلف نتوانسته اند جایگاه واقعی خود را بدست آورند. اینک پذیرای علاقه مندانی خواهد بود تا طبیعت بکر و شرایط منحصر به فردش را دریافته و از تنوع آن کسب فیض و لذت نمایند.در این استان 400 اثر تاریخی و باستانی وجود دارد که از این تعداد حدود 46 اثر در شمار آثار ملی کشور به ثبت رسیده است که آثار بر جای مانده از هزاره های دور درکوه خواجه، دهانه غلامان، میل قاسم آباد، شهر سوخته، قلعه دوست محمد خان و بزمان ایرانشهر، قلعه سیب، تپه روباهک، درخت مکرزن نیکشهر و قلعه پرتغالی های چابهار بخشی از آنهاست. در این میان بازارچه های مرزی بازار منطقه آزاد چابهار و شهر زاهدان نیز از جمله جاذبه هایی است که باعث می شود هزاران نفر از نقاط مختلف کشور در فصول مختلف سال برای خرید کالا به این مراکز سفر کنند. علاوه بر این ها، آداب و رسوم اجتماعی مردم منطقه، موسیقی محلی، دونی نوازی، رقص شمشیر و چوب بازی، همچنین صنایع دستی شامل فرش، سوزن دوزی، سکه دوزی از جمله مواردی است که گردشگران را در سفر به استان سیستان و بلوچستان به خود مشغول می کند.

از آثار ديدنى اين استان به اختصار و به تفکيک شهرسنانهاى آن ميتوان به مواردذيل اشاره نمود:

- در شهرستان زاهدان، تفریح گاه و تفرج گاه پارک ملت و براسان، مجتمع فرهنگی تفریحی باغ خانواده، موزه مردم شناسی با جلوه های بسیار زیبا از فرهنگ منطقه، کتابخانه مرحوم استاد کامبوزیا، بازارچه سرپوش، ساختمان های قدیمی پست، دادگستری، گمرک و پست شهرمیرجاوه و ...

- در شهرستان زابل، کوه خواجه به ارتفاع تقریبی 900 متر، مانند جزیره ای در وسط دریاچه هامون به همراه آتشکده و کاخ عظیم نمایانی که به دوران اشکانی و ساسانی نسبت می دهند، دهانه غلامان که بقایای شهر معتبر دوران تاریخی هخامنشی می باشد، شهر سوخته با مجموعه ای از تپه های باستانی، که در حدود 3200 تا 2000 سال قبل از میلاد، بزرگترین شهر و مرکز تمدن در دنیای شرق بوده و سفال های مکشوفه، دوره تمدن آن را به عهده برنز می رساند. قلعه سام، قلعه مچی، آسیابهای بادی، قلعه رستم، زاهدان کهنه، مناره قاسم آباد، آتشکده کرکویه، دریاچه هامون، پارک چاه نیمه و .

- در شهرستان خاش: قلعه حیدرآباد ، کوه تفتان ( تنها آتشفشان نیمه فعال کشور ) و حوضچه های فصلی در مصفا ،ارتفاعات مجاور تفتان با عنوان " سردریا "، مناره مسجد جامع، درخت کهنسال ده پابید  با قدمت 1200 سال ، قبرستان هفتاد ملا و ...ديدنى هستند . مضاف بر اين مطلب ناحيه «خاش» خوش آب و هوا‌ترين منطقه استان به شمار مى‌رود، زيرا ارتفاع آن نسبت به ساير شهرستانهاى استان بيشتر است و مرتفعترين قله بلوچستان - تفتان - در نزديک و در سمت شمال آن قرار گرفته است. اين ناحيه از بارندگى نسبتا زيادى نيز برخوردار است. تغييرات و نوسانات دماى آن در فصل‌هاى مختلف چندان زياد نيست و پوشش گياهى آن نيز در اطراف کوه‌هاى تفتان نسبتا غنى است.

- در شهرستان ایرانشهر، قلعه ناصری ( دوره قاجاریه )، قلعه بمپور با قدمتی از دوره ساسانی، قلعه دامن، قلعه پیشین ( دوره اسلامی )، قلعه چهل دختر، قلعه سرباز ( دوره اسلامی )، قلعه اسپیددژ واقع در مسیر بزمان- دلگان که گفته می شود اشرف افغان در این محل به قتل رسیده است، دره رودخانه سرباز و ...

- در شهرستان سراوان ، تپه مهتاب خزانه کوهک ( 5000 سال قبل از میلاد ) تپه کلاتک آسپیچ، تپه روباهک ،تپه میل مارد، تپه سد میرعمر، قلعه سیب (سب)، سنگ نگاره های کوه مهرگان، دره نگاران ، کشتگان و ...

- در شهرستان چابهار، سواحل زیبای دریای عمان، بنادر پزم، گواتر، کنارک، اسکله شهید بهشتی، گل افشان که از عجایب چابهار بوده و مانند آتشفشان گل می افشاند، جنگل های حراء که جنگل های شناور بوده و با مد دریا زیر آب رفته و با جزر آب نمایان می شوند، مقبره سید غلام رسول متعلق به دوره تیموری، قلعه تیس ( پرتغالی ها ). مسجد تیس، درخت مکر زن ( انجیر معابد )و... ديدنى هستند . ‌قابل توجه اين که بندر چابهار نيز به دليل نزديکى به مدار راس السرطان و منطقه استوايى، آب و هواى بهارى دارد. تغييرات دمايى در فصول مختلف آن کم است و فصل تابستان آن چندان محسوس نيست، بدين جهت برگ ريزان پاييزى کمتر به چشم مى‌خورد و درختان در تمام طول سال سبزينگى خود را از دست نمى‌دهند. سرسبزى درختان در فصول مختلف موجب شده است که فصول چهارگانه را به فصل بهار تشبيه کنند و چون چهار فصل آن همواره حالت بهار دارد به «چهاربهار» معروف شده و به تدريج به چابهار تبديل شده است

- در شهرستان نیک شهر، محوطه های باستانی ( پیش از تاریخ ) قلعه قدیمی نیک شهر، قلعه چهل دختران، قلعه قدیمی قصر قند و ... بخشی از جاذبه های سطح استان می باشند.

- در نواحى جنوبى استان سيستان و بلوچستان : اين نواحى با يکى از بزرگ ترين منابع آبى کشور (درياى عمان) همجوار است. اين همجوارى موقعيت ويژه‌اى را براى بهره بردارى‌هاى جهانگردى و تفرجگاهى و انواع ورزش‌هاى آبى از سواحل درياى عمان به ويژه در ايام زمستان فراهم آورده است. در کناره‌هاى اين دريا به خصوص در قسمت جنوبى شهرستان چابهار، صخره‌هاى بزرگى در اثر پيش روى آب درياى عمان و فرسايش سنگ‌هاى رسوبى به وجود آمده‌اند که خلل و فرج ناشى از فرسايش آب در آنها، چشم‌اندازهاى بسيار زيبايى را ايجاد کرده است. از اين قسمت به خصوص در هنگام غروب آفتاب، مى‌توان به عنوان يکى از زيباترين سواحل ايران ياد کرد. قسمت‌هايى از سواحل درياى عمان ارزش‌هاى ممتاز تفرجگاهى و استراحت گاهى دارند. همچنين از برخى نواحى که اقدامات حفاظتى نظير نصب تور در آنها انجام شده است به منظور شنا، قايقرانى، کرجى رانى و اسکى روى آب و ساير ورزش‌هاى آبى استفاده مى‌شود. علاقه مندان به ورزش‌هاى آبى و اسکى روى آب مى‌توانند از اين امکانات ساحلى استفاده کنند.

از ديگر جاذبه هاى استان سيستان و بلوچستان ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود :

 «درياچه هامون»

 درياچه هامون يکى از پديده‌هاى طبيعى ارزشمند از نظر ملى و بين المللى و در خور توجه ويژه است. ارزش اقتصادى آن از ديرباز شناخته شده است و در طول صدها سال مردم حاشيه نشين تالاب از برکت و نعمات گياهان، پرندگان و آبزيان آن بهره مند شده‌اند.   اين منطقه ويژه و منحصر به فرد، پناهنگاه بسياى از گونه‌هاى نادر و در خطر انقراض حيوانى و گياهى و حمايت کننده زنجيره‌هاى غذايى در پهنه‌ دشت کوير است. علاوه بر ارزش اقتصادى، ارزش‌هاى اکولوژيکى هامون نيز در خور توجه فراوان است. اين درياچه مامن مناسبى براى استقرار آشيانه و توليد مثل انواع مختلف پرندگان و بعضى مهره داران ديگر است. گونه‌هايى از ماهى‌ها براى تخم ريزى، پوشش گياهى فشرده درون آب را ترجيح داده و هنگام توليد مثل در چنين مکان‌هايى تجمع مى‌کنند. همچنين پوشش گياهى هامون محل مناسبى براى مخفى شدن و در امان ماندن بعضى از پرندگان، پستانداران و ساير آبزيان از جمله شاهين‌ها، عقاب‌ها و باکلان‌ها است.  پوشش زير آب درياچه نيز همراه با نيزارهاى آن در تامين نيازهاى حيات وحش نقش اساسى دارند. درياچه هامون براى بعضى از موجودات زيستگاه دائمى و براى تعدادى ديگر سکونت گاه موقتى و محل گذر و تغذيه محسوب مى شود.

 «هامون جازموريان»

 در اصطلاح محلى پوشش گياهى را «جاز» و انبوهى و کثرت آن را «موريان» مى‌نامند. به همين سبب، اين ناحيه به جازموريان معروف شده است. اين درياچه فصلى در غرب بلوچستان قرار دارد و نيمى از آن در استان کرمان واقع شده، مساحت حوضه آبريز آن 69 هزار کيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا 300 متر است. محدوده آبگير کامل درياچه در مواقع پرآبى 3300 کيلومترمربع و در مواقع کم آبى بطور متوسط 2500 کيلومتر مربع است.

هامون جازموريان مابين کوه‌هاى مکران و شاهسواران قرار دارد که از شرق به غرب تقريبا به طول 300 کيلومتر و از شمال به جنوب به عرض 100 کيلومتر گسترده شده است. رودهاى هليل رود و بمپور به اين هامون مى‌ريزند. بر خلاف تمام هامون‌هاى بسته درونى ايران، خاک‌هاى هامون جازموريان چندان شور نيست و زمين آن از قلوه سنگ‌ها و لايه‌هاى شنى و آهکى تشکيل شده است.

 «هامون ماشکل»

اين درياچه در نزديکى مرز ايران و پاکستان واقع شده است. رودهايى که به آن وارد مى‌شوند، ماشکل يا ماشکيد و شاخه‌هاى سيميش و رختک که از دامنه‌هاى شرقى کوه‌هاى مرزى جارى مى‌شود. اين درياچه واجد ارزش‌هاى زيست محيطى است.

«هامون چاه غيبى (گابى)»

  اين هامون درجنوب غربى خاش واقع شده و مرکز تجمع سيلاب‌هاى فصلى است. مانند ساير هامون‌ها در بهار داراى آب و در ساير فصول به شکل مرداب درمى‌آيد.

 «درياچه سه دريا»

  اين درياچه از سه درياچه کوچک در قلل کوه تفتان تشکيل شده است که عمق دو درياچه قسمت شمالى کم و اغلب داراى آب گوارا است و درياچه ديگرى که نسبتا بزرگتر است، آب دائمى و شور دارد. اين پديده از جاذبه‌هاى طبيعى ويژه ناحيه بلوچستان است.

 «دشت لوت»

  بزرگ ترين چاله فلات داخلى ايران دشت لوت است و بخشى از آن بين سيستان و بلوچستان قرار دارد. اين دست يکى از خشک ترين و گرم ترين دشت جهان است و کمتر اثرى از آب در آن ديده مى‌شود. در قسمت غرب دشت لوت، بيابان گردى به نام نمکزار که در فصل بارندگى صعب العبور مى‌شود، وجود دارد. نيمه شرقى دشت لوت را ريگ روان پوشانيده قسمتى از لوت جنوبى سرزمين هموار و قابل عبور است.

در دشت لوت بر اثر تابش شديد آفتاب و بادهاى شمالى و غربى، توده‌هاى بزرگ ماسه، هميشه به طرف جنوب و جنوب شرقى در حرکت‌اند و تپه‌هاى ماسه‌اى زنجيره‌اى را تشکيل مى‌دهند.

 «منطقه حفاظت شده باهوکلات»

  اين منطقه در منتهى اليه گوشه جنوب شرقى کشور در طول مرز ايران و پاکستان قرار دارد. اين منطقه از کوه‌هاى کم آب و بيابانى تشکيل شده که تا رودخانه سرباز در بلوچستان گسترده شده است. به گزارش ايسنا اين منطقه، مامن «تمساح تالابى» و منحصر به فرد ايرانى است که در آبگيرهاى کم عمق مسير رودخانه زندگى مى‌کند. اين حيوان در مواقع خشکى تا چند متر زير آبگيرها نقيب زده و در داخل آنها زندگى مى‌کند.

همچنين شرايط خاص اکوسيستم رودخانه‌اى اين منطقه امکانات زندگى نوعى ماهى عجيب به نام ماهى گل خور با نام علمى Perio Phthalinuse فراهم آورده که قادر به زيست در آب‌هاى کم عمق و بستر گلى رودخانه‌ها است.

به منظور حفظ بخش نمونه‌اى از گياهان بلوچى و جاندارانى که با اقليم و گياهان مزبور ارتباط زيستى دارند، اقدامات حفاظتى ضرورى است.

خط ساحلى درياى عمان که مرز جنوبى اين منطقه راتشکيل مى دهد، ناحيه قشلاقى پرندگان آبزى است و نيز محل مهمى براى تخمگذارى «لاک‌ پشت‌هاى سبز دريايى» به شمار مى‌آيد.

 

منطقه حفاظت شده بزمان»

  اين منطقه به وسعت 324 هزار و 688 هکتار، منطقه کوهستانى بزمان، تپه ماهورها و دشت‌هاى اطراف اين کوه را در بر مى‌گيرد. اين منطقه داراى کوهى نسبتا مرتفع با دره‌هاى آب شيرين و پوشش گياهى نسبتا مناسب است.

جوامع گياهى مشرف بر دامنه‌ها، خرزهره، داز، قيچ، درمنه و انواع گون است. حيوانات وحشى که در اين منطقه زندگى مى‌کنند، کبک. کبک چيل، تيهو، دراج، خرگوش، کل، بز، قوچ و ميش هستند.

علاوه بر گونه‌هاى مختلف وحوش فوق الذکر، نوع «خرس سياه آسيايى» که کوچکتر از خرس قهوه‌اى است در سيستان و بلوچستان زندگى مى‌کند. کوه‌هاى سياه بزمان بيرک، تفتان، سراوان، اطراف خاش، کارواندر، اسفندک و تپه ماهورهاى اطراف «رود ماشکل» از جمله زيستگاه‌هاى اصلى اين گونه خرس به شمار مى‌آيد. پوشش گياهى اين منطقه زيستگاه مناسبى را براى گونه در معرض انقراض و با ارزش خرس سياه در اين ارتفاعات فراهم کرده است.

  پرنده زيبايى به نام «مينا» با رنگ‌هاى سبز، آبى و سبزقبا نيز در بلوچستان به وفور يافت مى‌شود. اين پرنده به اندازه سار معمولى است و به سهولت اهلى مى‌شود.

 «فضاهاى روستايى»

 بعضى از روستاهاى استان به دليل موقعيت جغرافيايى، اقليمى و پيشينه تاريخى جلوه‌هاى ارزشمندى دارند و مى‌توانند با بهره بردارى در زمينه جهانگردى روستايى، توسعه يابند.

 «چانف»

  اين روستا مرکز دهستان چانف و از توابع شهرستان ايرانشهر در 50 کيلومترى شرق جاده نيک شهر - ايرانشهر قرار گرفته است. اين روستا در يک ناحيه دشتى واقع شده و داراى آب و هواى گرم و خشک است.دشت گسترده پوشش گياهى متنوع از انواع درختان گز، کهور، بنه و گلپوره و همچنين حيات وحش ناحيه گرمسيرى از عناصر جالب توجه اين روستا است. دو مسجد و يک امام زاده به نام پيرمبارک نيز از جاذبه‌هاى مذهبى و زيارتى چانف محسوب مى شود.

 «تيس»

 روستاى تيس از توابع بخش دشتيارى شهرستان چابهار است که در منطقه کوهپايه‌اى در پنج کيلومترى شمال غرب چابهار واقع شده، رودخانه «لاورى» از ميان روستا مى‌گذرد و «خليج چابهار» در غرب آن قرار گرفته است. ارتفاعات متعددى نظير کوه‌هاى شهباز، پيلبند و لاورى، روستاى تيس را احاطه کرده است اين روستا آب و هوايى از نوع گرم و خشک دارد. روستاى تيس از مراکز عمده سوزن دوزى است که به طرز زيبا و تحسين برانگيزى توسط زنان روستا توليد مى‌گردد. اين روستا قلعه‌اى به نام «قلعه پرتقالى‌ها»‌دارد که به لحاظ قدمت و نوع معمارى جالب توجه است.

 

7- فعالیتهای بازرگانی ، حمل ونقل وترانزیت کالا :

  سيستان و بلوچستان تنها استان داراى مرز ريلى، جاده‌اى، هوايى و دريايى کشور است که با تمام موقعيت‌ها و توانمندى‌هاى مناسب و منحصر به فرد اين استان به علت بعضى محدوديت‌ها و کاستى‌ها نتوانسته به جايگاه واقعى خود برسد و در برخى شاخص‌ها فاصله زيادى با ميانگين کشورى دارد. با توجه به موقعیت جغرافیایی استان ، برخورداری از بندرچابهار ومنطقه آزاد تجاری، صنعتی آن ، همجواری با دریا وکشورهای همسایه وبالاخره تغییر وتحولاتی که درسالهای اخیر درکشور افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی به وقع پیوسته است ، ضرورت فعال سازی محورترانزیتی چابهار-میلک (درمنطقه زابل ) وچابهار-سرخس را قطعی ساخته است .

همچنین سابقه دیرینه حرفه بازرگانی وتجارت به ویژه در نوار مرزی استان وقرارگیری درمسیرومحور اقتصادی اکو به همراه توسعه فعالیتهای بازرگانی در منطقه آزاد چابهارمجموعه عواملی هستند که محور توسعه اقتصادی و بخش محرک درتوسعه استان را به بخش بازرگانی محول ساخته است که درصورت بهره گیری مطلوب از این قابلیتها می توان توانمندیهای استان در این زمینه را ارتقاء بخشید.

اين استان پهناور داراى شش فرودگاه‌است که از اين تعداد چهارفرودگاه به صورت عملياتى فعالند و در زمان حاضر فرودگاه‌هاى استان توان حمل ساليانه بيش از ‪ ۴۷۰هزار نفر مسافر و پنج هزار و ‪ ۵۰۰تن بار را در داخل و خارج کشور دارد. طى اطلاعات جمع آورى شده، بزرگترين پروژه راهسازى استان جاده‌اى به طول حدود ‪ ۹۵۹کيلومتراز منطقه آزاد تجارى صنعتى بندرچابهار تا بازارچه مرزى ميلک زابل در حال احداث مى باشد که با پايان يافتن اين‌پروژه، فصلى نو در ترانزيت کالا از بنادر منطقه چابهار به کشور پاکستان و افغانستان ايجاد خواهد شد.

 شبکه راه‌آهن استان سيستان و بلوچستان در سال ‪ ۱۲۹۷و بااهداف نظامى توسط انگليسى‌ها از کويته پاکستان به زاهدان کشيده شد و در زمان حاضر ساليانه بيش از ‪ ۱۱۶هزار تن کالا را صادر و وارد مى‌کند که از جمله کالاهاى وارداتى برنج، چتايى، کتاب، زردچوبه و توپ ورزشى و از جمله کالاهاى صادراتى گوگرد، قير، فورفورال، پارافين، گريس، نخود و عناب را مى‌توان نام برد.

  پروژه راه آهن کرمان - زاهدان نيز که از سال ‪ ۱۳۷۲آغاز شده و قرار است تا سال ۱۳۸۶‪                    ۵۴۸/۵ ،کيلومتر خطوط راه‌آهن براى اجراى اين پروژه کشيده شود به علت کمبود اعتبارات و مشکلات ديگرى از جمله شرايط آب و هوايى و مسايل امنيتى نيازمند اعتبارات ادامه طرح است.

 

 

 

 

 

 

 

 

Copyright 2010 GSI